مقامهای جمهوری اسلامی ایران، در حالی که سرنوشت آتشبس و پایان جنگ با ایالات متحده هنوز مشخص نیست، محدودیتهای جدیدی را در تنگه هرمز اعمال کرده و با افزودن "پایان محاصره یمن" به شروط خود، مطالبات تازهای برای خاتمه جنگ مطرح کردهاند.
شرایط ایران برای پایان جنگ
ایران پیش از این اعلام کرده بود که برای پایان جنگ، طرف مقابل باید "جنگ را به طور کامل متوقف کند، از تهدید مجدد دست بردارد، ارتش اسرائیل از لبنان عقبنشینی کند، ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای مسدود شده ایران آزاد شود و از هرگونه مداخله در توان هستهای و موشکی خودداری کند." محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، اخیرا از "راهبردهای جدید در جنگ، مذاکره و مقابله با محاصره" خبر داد و ایجاد "یک منطقه ممنوعه جدید در خلیج فارس و دریای عمان" را یکی از این راهبردهای جدید عنوان کرد.
بیشتر بخوانید: وزیر امور خارجه نیوزیلند نگرانی خود را از افزایش خشونت اشغالگران و گسترش شهرکهای غیرقانونی اسرائیلی در کرانه باختری اعلام کرد
مواضع و استدلال حامیان رویکرد فشار حداکثری
حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیز "پایان محاصره یمن" را به شروط پنجگانه ایران برای خاتمه جنگ افزود. این اقدام میتواند به عنوان یک مطالبه جدید در مذاکرات میان ایران و آمریکا تلقی شود. بررسی مواضع اخیر مقامهای سیاسی و نظامی ایران نشان میدهد که در بخشی از ساختار قدرت، اعتقاد بر این است که وضعیت "نه جنگ، نه صلح" و یا به تعبیر مجتبی خامنهای "دوره سکوت صحنه نبرد" بیش از آنکه فرصتی برای دیپلماسی باشد، زمینهساز فرسایش تدریجی قدرت ایران است.
از منظر حامیان این رویکرد، تنها در صورتی که آمریکا هزینههای بیشتری متحمل شود و با فشار متقابل روبهرو گردد، حاضر به پذیرش خواستههای ایران خواهد بود. به عبارت دیگر، آنها معتقدند که تهران باید با اعمال فشار بر واشنگتن، این کشور را به پذیرش شروط خود وادار کند و نسخهای از "فشار حداکثری ایرانی" را به اجرا بگذارد. حامیان این رویکرد شامل سیاستمداران، افراد نظامی و چهرههای رسانهای نزدیک به حکومت هستند که به افزایش فشار در خلیج فارس و تهدید منافع آمریکا و متحدانش تأکید دارند.
در چند دهه اخیر، مخالفت با "گفتوگو" و "مذاکره" با آمریکا یکی از محورهای ثابت بخشی از جریان حاکم و نیروهای سیاسی اثرگذار در جمهوری اسلامی ایران بوده است. علی خامنهای، رهبر سابق جمهوری اسلامی، بارها انتقادات خود را نسبت به مذاکره با آمریکا مطرح کرده است. با این حال، در مقاطع تعیینکنندهای، او با مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن موافقت کرده است.
فضای سیاسی جمهوری اسلامی به گونهای شکل گرفته که تندروها، افرادی مانند حسن روحانی، رئیسجمهور پیشین ایران، و دیگر حامیان حلوفصل اختلافات با آمریکا از طریق مذاکره را "غربگرا" معرفی میکنند. این افراد بارها از سوی علی خامنهای نیز مورد انتقاد قرار گرفتهاند. در مقابل، کسانی که مواضع ضدغربیتری دارند، در بسیاری از مواقع از میدان عمل گستردهتری برخوردار بودهاند.
پس از جنگ ۴۰ روزه، تندتر شدن مواضع مخالفان مذاکره و آتشبس به وضوح قابل مشاهده است. برخی از این مخالفان با اشاره به کشته شدن علی خامنهای و جمعی از فرماندهان ارشد جمهوری اسلامی، معتقدند که پایان جنگ نباید از طریق مصالحه رقم بخورد. آنها میگویند: "آمریکا جنگ را شروع کرد، اما پایانش با ماست."
مواضع منتقدان تفاهمنامه اسلامآباد پس از آن برجستهتر شد که مجتبی خامنهای اعلام کرد درباره این توافق "نظر دیگری" دارد. این اظهارات باعث شد تا مخالفت با روند مذاکرات با صراحت بیشتری در فضای سیاسی و رسانهای مطرح شود. این گروه از افراد استدلال میکنند که به دلیل بالا رفتن قیمت انرژی در جهان و نزدیکی انتخابات میان دورهای در آمریکا، واشنگتن اراده کافی برای ورود دوباره به جنگ ندارد.
سعید جلیلی، چهره شاخص اصولگرا و نماینده مجتبی خامنهای در شورای عالی امنیت، گفته است: "اگر نظر به حداکثرها نداشته باشید به حداقلها هم نمیرسید". او به تنهایی در میان اعضای شورای عالی امنیت ملی به تفاهم ایران و آمریکا رأی نداد و بر این باور است که "دشمن که شکست خورد، تازه وقت ابتکار است." همچنین، محمود نبویان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، و امیرحسین ثابتی، دیگر نماینده مجلس، نیز موضعگیریهای مشابهی دارند و بر لزوم اقدام پیشدستانه تأکید کردهاند.
بیشتر بخوانید: هشدار شاهزاده فیصل: تشدید تنشها در خاورمیانه خطر گسترش درگیری را به همراه دارد · تقابل ایران و آمریکا در خلیج فارس؛ تکرار جنگ نفتکشها



