حملهٔ نافرجام به یک هواپیمای پارکشده متعلق به خطوط هوایی آنتونوف اوکراین در تاریخ ۵ اوت در فرودگاه لایپزیگ/هاله، بار دیگر اهمیت صنعت هوانوردی را در منافع ژئوپولیتیک آلمان نشان داد. این فرودگاه که یکی از بزرگترین هابهای باربری در اروپا به شمار میرود، محل استقرار راهکار موقت حمل و نقل هوایی استراتژیک ناتو (SALIS) نیز هست و با فرودگاه رژهزوف در لهستان به عنوان یکی از کلیدیترین گرههای نظامی برای تأمین تجهیزات به اروپای شرقی شناخته میشود.
پیامدهای حملهٔ هوایی و واکنش آلمان
این حادثه به نوعی نقطهٔ عطفی برای آلمان به شمار میآید، زیرا برای اولین بار کمکهای غربی بهطور فیزیکی در خاک آلمان هدف قرار گرفت. زمان این حمله در دورهای پرتنش در آلمان صورت گرفت که سه ایالت شرقی، که سابقاً بخشی از منطقه اشغال شوروی بودند، در حال برگزاری انتخابات بودند. این موضوع منجر به بحثهای جدیدی در مورد کمک به اوکراین و سیاستهای آلمان نسبت به روسیه شد. نفوذ روسیه در این ایالتها پس از reunification هنوز هم قابل توجه است و این حادثه به افزایش قطببندی در کشور دامن زد.
بیشتر بخوانید: دیدار اسعد الشیبانی و هاکان فیدان در دمشق؛ تأکید بر گسترش همکاریها
اقدامات آلمان و افزایش تنشها
در تاریخ ۱ سپتامبر، دولت آلمان برای اولین بار بهطور علنی این حمله را به روسیه نسبت داد. الکساندر دبرینت، وزیر کشور آلمان، این ارزیابی را بر اساس این واقعیت انجام داد که ابزارهای مورد استفاده در این حمله مشابه با عملیاتهای هیبریدی گذشتهٔ روسیه بودند. برلین سپس دستور تعطیلی کنسولگری روسیه در بن و خانهٔ روسیه در برلین را صادر کرد. همچنین، یادداشت اعتراضی به سفیر روسیه تحویل داده شد و آلمان اعلام کرد که به دنبال اقدامهای بیشتری در سطح اتحادیه اروپا خواهد بود. این اقدام آلمان برای اولین بار از زمان حملهٔ روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، خارج از نهادهای اتحادیه اروپا صورت میگیرد.
روسیه پیشتر نیز به خرابکاری زیرساختها مرتبط بوده و نهادهای اطلاعاتی غربی این موارد را بخشی از جنگ هیبریدی میدانند. هدف از این اقدامات، کاهش تمایل آلمان در حمایت از اوکراین و در عین حال ایجاد اضطراب در جامعه و قطببندی عمومی حول یک مسئلهٔ دفاعی حیاتی است. در صورتی که این حمایت کاهش یابد، روسیه در میدان نبرد موقعیت قدرتمندتری خواهد داشت، زیرا قابلیت دفاع اوکراین به شدت به این تحویلها وابسته است.
صنعت هوانوردی به مدت طولانی به عنوان ابزاری برای منافع دولتی مورد استفاده قرار گرفته است. خطوط هوایی دولتی با در نظر گرفتن ترافیک دیپلماتیک و ملاحظات تجاری به طور همزمان عمل کردهاند. از جمله مثالهای معروف میتوان به «ایر آمریکا» اشاره کرد که توسط ایالات متحده تأسیس شد تا سلاحها و تأمینهای لازم را به درگیریهای مسلحانه در جنوب شرق آسیا منتقل کند. همچنین، «هواپیمایی سنت لوسیا» که به ظاهر یک خط هوایی کارائیبی است، به نمایندگی از سیا سلاحهایی به آنگولا و بعداً موشکهایی به ایران منتقل کرده است.
در چنین دورههایی، خطوط هوایی دولتی دو وظیفه را به طور همزمان انجام میدهند. این صنعت هم یک دارایی است که باید محافظت شود و هم ابزاری است که آزادی عمل دولت را تضمین میکند. کنوانسیون شیکاگو که برای هواپیماهای غیرنظامی اعمال میشود، این حوزه را تنظیم میکند. هواپیماهای دولتی در خدمات نظامی، گمرکی و پلیس از این قاعده مستثنی هستند و باید برای هر عبور از هر کشور مجوز جداگانهای دریافت کنند. اما آنچه مهم است، تعریف هدف استفاده از هواپیما است که توسط دولت بهرهبردار تعیین میشود.
صنعت هوانوردی میتواند به عنوان منبعی برای اعمال نفوذ دولتی نیز عمل کند و از این طریق به ایجاد بحرانها کمک کند. این موضوع نشاندهندهٔ اهمیت هوانوردی در منافع ملی و تأثیر آن بر سیاستهای بینالمللی است.
بیشتر بخوانید: محمد بن سلمان از کشورهای منطقه برای مقابله با حوثیها درخواست کمک کرد · ولادیمیر زلنسکی به عدم پایبندی روسیه به توافقهای انرژی شک دارد



