در نپال، سیلهای اخیر زندگی بسیاری از خانوادهها را ویران کرده و یکی از این خانوادهها، خانوادهٔ ریتو مایا تامان، دختری ۱۲ ساله است که بهطرز دردناکی در این فاجعه آسیب دیده است. ریتو، با چشمانی پر از اندوه و دلی پر از امید، داستانی تلخ اما شگفتانگیز از از دست دادن و ایستادگی را روایت میکند.
از دست دادن خانواده
ریتو و خانوادهاش روزی عادی را سپری میکردند که ناگهان سیل، تمام زندگی آنها را در چند دقیقه از بین برد. او در حالی که به یاد لحظات خوش خانوادگی خود میافتد، حالا تنها با خاطراتی تلخ از آن روز بهسوی آینده نگاه میکند. این دختر نوجوان، در دل خود، امید را زنده نگه داشته و میکوشد تا همواره به یاد عزیزانش باشد.
امید در دل تاریکی
او به همراه دیگر کودکان سیلزده، به دنبال راهی برای بازسازی زندگیاش هستند. ریتو با وجود تمام سختیها، نشان میدهد که چگونه میتوان در دل تاریکی، نوری از امید را جستجو کرد. جامعهٔ محلی نیز به یاری این کودکان شتافته و با تمام قوا در تلاش برای بازسازی و کمک به آنها هستند. این همبستگی و اتحاد در برابر بحران، امیدی تازه به دل این کودکان میدهد.
ریتو مایا تامان، با وجود سن کمش، نمایندهٔ نسل جدیدی از نپالیهاست که نه تنها در برابر چالشها ایستادگی میکنند، بلکه با امید به آینده، به زندگی ادامه میدهند. داستان او، داستانی است از عشق، از دست دادن و امید؛ داستانی که نه تنها به نپالیها، بلکه به تمام انسانها درس میدهد.



